پست ثابت

سه شنبه 4 تیر 1398 01:11 ب.ظ

نویسنده : D.A.Y.A.N.A
ارسال شده در: متفرقه , عکس ,
سلام پونی ها به وبلاگ من خوش آمدید  
خب اینجا از پونی آپ  میشه 
اینجا قانون نداره چون هیچ کس رعایت نمیکنه
دوست دارم نظر تون رو دربارمون بگید 
من عاشق فلاتر شای و اپل جک هستم
نویسنده هم میپذیریم
خب دیگه خداحافظ


به وبلاگ خوش اومدید

نویسنده میپذیریم 

آهنگ وب:آهنگ rings7از آریانا گرانده

موقع مدارس خیلی کم میایم

خب دیگه بای!



نکته :
اگر میخواهید نویسنده بشوید در صفحات جانبی قوانین را
بخوانید .
راستی آهنگ وب خوبه؟
اینم امضام :
برید خوش باشید





دیدگاه ها : کامنت های خوشمل*-*
آخرین ویرایش: شنبه 2 آذر 1398 08:59 ق.ظ

واووو دارم غش میکنم از تعداد شرکت کنندگان واقعا باریکلا عالییییییی بیست-____-

دوشنبه 29 اردیبهشت 1399 08:22 ب.ظ

نویسنده : *eleesa* onasis
واووو 
نتیجه ی مسابقه:
۰۰
پوففففف هیچکس شرکت نکرد
دارم غش میکنم از تعداد زیاد شرکت کننده ها



دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: دوشنبه 29 اردیبهشت 1399 08:29 ب.ظ

گفتگوی پرنسس ها

دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 12:32 ق.ظ

نویسنده : *eleesa* onasis

یه بارم اینجا براتون می نویسم
توایلایت:من هنوزم معنی پرنسس بودن رو نفهمیدم!
فلاترشای:منم همینطور!واقعا یعنی چی؟
رریتی: یعنی کلاس گذاشتن به پونی های کنترلات
اپل جک:یعنی افتخار
رنبودش:باحال بودن
پینکی پای:یعنی....خ....شا..خب نگرانی از تموم شدن کیکا نداری و غصه نمی خوری
توایلایت:بازم بی معنی بود!!!!!!!
و در آخر عکس:پرنسس لونا:اگه آرزو داری پرنسس باشی مطمئن باش هیچ وقت سرت خلوت نی





دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 12:40 ق.ظ

مسابقه ادیت

دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 12:04 ق.ظ

نویسنده : *eleesa* onasis
سلام دوستان 
عکس زیر رو ببینید!
در ضمن لطفا در مورد لخت بودن بی جنبه نباشید!(منحرفانه است!:/)شما وقت دارید تا پنج روز این عکس رو ادیت کنید!
و به من بفرستید!(اگه دوست داشتید خصوصی بفرستید)
و اگه هر کس ادیتش رو قشنگ تر و با خلاقیت بیشتری انجام داده بود برنده میشه
خب جایزه ی برنده:10 تا کامنت تو وبش می دم
البته نمی دونستم جایزه رو چی کار کنم؟
لطفا این رو هم پیشنهاد بدید!



دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 12:12 ق.ظ

سلام!

پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 12:29 ب.ظ

نویسنده : D.A.Y.A.N.A
ارسال شده در: متفرقه ,
سلامممممم
بعد مدت ها برگشتم
من تو برنامه سروش یه کانال زدم:
لطفا دنبال کنید
مرسی
راستی کانال بلک پینکه 



دیدگاه ها : دنبال کن
آخرین ویرایش: - -

نشر کنید

جمعه 5 اردیبهشت 1399 06:54 ب.ظ

نویسنده : D.A.Y.A.N.A
ارسال شده در: متفرقه ,
نمیخواد خبر بدی فقط نشر کن !
۱_ایمیل هاتون به هیچ عنوان به کسی ندید 
چون هکر ها اون رو هک میکنن 
۲_اگه میخواید جایی نویسنده شین 
نام کاربریتونو تو خصوصی بفرستید 
(سعی کنید نویسنده نشید جایی)
۳_هر ۳ روز یکبار رمزتون رو عوض کنید
۴_کد ضد هک نزارید چون اون رو خود هکر ها ساختن
۵_اگر دیدین کسی به اسم مهران نظر داد بدانید هکره 
۶_وقتی نظر میدید جا ایمیلتون یه چی بزارید 
۷_نشر بدین تا هک نشید!




دیدگاه ها : نشر کن!
آخرین ویرایش: - -

میخوام محو شم

شنبه 23 فروردین 1399 12:06 ب.ظ

نویسنده : Asal always
صلام
این چه وضع وبه؟
آخه چرا نویسنده ها پست نمیزارید؟
خب من از این به بعد پست هایی جز رمانم رو هم میزارم
تا وب بهتر شه
خب پارت بعد رو کی بزارم‌؟
میخوام عکس کمیاب پونی بزارم 
خب بگید چه پستایی بزارم
بای



دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: شنبه 23 فروردین 1399 12:11 ب.ظ

@______@

پنجشنبه 14 فروردین 1399 12:28 ق.ظ

نویسنده : D.A.Y.A.N.A
ارسال شده در: عکس ,
او مای گاش 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عیدتون مبارککککک

سه شنبه 27 اسفند 1398 10:43 ب.ظ

نویسنده : Asal always
صلام دوستان




<<





عیدتون مبارکککککککککککککک







تو ایام عید بهتون پارت هدیه میدمممممممممم








از من راضی این؟





راستی نویسنده های دیگه کجایین؟







راستی ادرس وبلاگم جدید زدممممممم







blackpink86.mihanblog.com





خوشحال میشم سر بزنید 





سال خوبی داشته باشید





بای



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 27 اسفند 1398 10:49 ب.ظ

زندگی پر ماجرا *پارت 5*/

پنجشنبه 15 اسفند 1398 09:50 ب.ظ

نویسنده : Asal always
های گایز اومدم با
#زندگی پر ماجرا
پارت پنجم
*رریتی 
/پینکی
>رینبودش
&وامدا
$لیرا
=فلاترشای
+سانست
@توایلایت
%اپل جک 
--ماریانا
*فلاتر خودتی عزیزم؟.....سرش رو اورد بالا اصلا متوجه ما نشده بود وقتی صدام رو شنید صدا براش اشنا بود=اوووووه رریتی عزیزم معلومه که خودمم اصلا متوجه شما نشده بودم*وااایی بیا بغلم ابنبات خجالتی من......و بعد سفت بغلش کرذم$ف ف ف فلا فلاتر!!!تو اینجا چیکار میکنی؟ عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده بود.
/واااااایی اخجوننننننن یه کیک شکلاتی خوشمزه بهمون اضافه شد&هووووم صلام فلی خوبی من یه دعوت نامه برای بازی تو نقش فلوریدا تو فیلم او نیز خواهد رفت بهت دادم ولی تو هیچ جوابی ندادی!!!عزیزم من بعد از این که از ایالات رفتم  دیگه زندگیم خیلی بد شد و مجبور بودم تو انگلستان کار کنم و اون دعوت نامه هیچ وقت به دست من نرسید +هیی دخی خجالتی موافقی بریم کافی شاپ؟*همه موافق بودن ماهم راه افتادیم تو ران پاشنه کفشم شکست من به بچه ها گفتم برن نشستم روی یک صندلی و داشتم کیفم رو زیرو رو میکردم که یکهو.....
ادامهههه دارد
ببخشید لاوا ولی من وقتم خیلی کمه و نتونستم بیشتر تایپ کنم ساری
بای بای تا بعد



دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: شنبه 17 اسفند 1398 10:54 ق.ظ

زندگی پر ماجرا *پارت 4*/

چهارشنبه 14 اسفند 1398 06:57 ب.ظ

نویسنده : Asal always
 های گایز اومدم با
#زندگی پر ماجرا 
پارت چهارم
*رریتی
/پینکی
>رینبودش
&واندا
$لیرا
@توایلایت
+سانست
=فلاترشای
%اپل جک
--ماریانا
=امممممم من یه نظر دارم
*زود بگو ببینیم چیه
میتونیم ازش شکایت کنیم!
>وااات؟ عزیزم لطفا یکم به مغزت فشار بیار ..بریم چی بگیم این زودتر از ما خودکشی کرده
که لیرا از جاش بلند شد و رفت به سمت اون یارو که رو تخت دراز به دراز افتاده بود$ اون نمیتونه با این قرصا مرده باشه چون اگه 10000 تا از این قرصا بخوری چیزیت نمیشه ببینین من دستمو میزارم رو گلوش نبض داره زندسیکهو در باز شد @سلام دوستان من توایلایت اسپارکل هستم شماره یک ما امروز برای مهم ترین تصمیم زندگیمون اینجا جمع شدیمهممون متعجب به اون نگاه میکرذیم که یکهو اپل گفت% اگه تو شماره یکی پس اونکیه؟و خلاصه پس از کلی ماجراجویی متوجه شدیم که اون یارو برادر فلج فلاترشایه که وقتی میخواسته با ویلچر بیارتش تو نتونسته و فرار کرده و نهمین نفر وارد شده ولی اون اول نیومده بوده اول سانست و رینبودش اومدن و با دیدن اون یارو ترسیدن و اونو صحنه سازی کردن بعد اونا هم توایلایت اومده و.... خیلی داستانش طولانیه بزارید برگردیم به زمان حال.......
+سلام عشقم چقد دلم برات تنگ شده بود
/سلام سانست سلام لیرا جونم خوبید منم دلتنگ شدم 
$ هی هی وا بدید منم حرف بزنم سلام پینکی چخبرمبرا؟
* سلام جمعتون جمعه خوشگلاتون کمه
& به به پینکی خانم لیرا خانم سانست خانم
/+$ سلام خوشگل خانما خوبید ؟؟؟؟
از زبان رریتی
که یکهو یک یخورد بهم =ببخشید خیلی متاسفم که خوردم بهتونبهش نگاه کردم سرش پایین بود ولی شناختمش فلاتر 4 سالی بود ندیده بودمش
اداااااامههههه دارد
چطور بود اگه نگین رمانو جمع میکنم میبرم اون یکی وب بدو اید تا رمان رو منتقل نکردم
بای بای عشقا
تا بعد



دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 اسفند 1398 07:31 ب.ظ

زندگی پر ماجرا *پارت 3*/

سه شنبه 13 اسفند 1398 11:40 ب.ظ

نویسنده : Asal always
های گایز اومدم با
# زندگی پر ماجرا
پارت سوم
*رریتی
/پینکی
>رینبودش
&واندا
$لیرا
@توایلایت
+سانست
سانست و لیرا بودن تقریبا یه سالی میشد که ندیده بودمشون اهم اهم قبل از اینکه ادامه ماجرا رو تعریف کنم میخوام داستان اشنایی ما همگیمون رو براتون تعریف کنم
تقریبا 5 سال پیش بود که توایلایت از طریق سایتش ما رو برای خودکشیمون به یه قرار برد اخه اون موقع وضع روحی هممون داغون بود هممون هم دختر بودیم من رریتی رینبودش فلاترشای سانست اپل جک واندا لیرا ماریانا که دیگه ازش خبری نشد و خود توایلایت .راستش این کار توایلایت بود که کسایی که میخوان خودکشی کنن رو دور هم جمع کنه و با صحنه سازی اونا رو منصرف کنه ولی این دفعه فرق داشت اون صحنه سازی نکرده بود بزارید بیشتر توضیح بدم اون روز یه قرار ده نفره تو یه بیمارستان بود که هرکی یه کارتی رو باید پیدا میکرد ولی وقتی همه جمع شدیم *چیییی این شماره یک زودتر خودشو خلاص کرده>هاااا یعنی چی  قرار ما با هم بود.....
عشقا چطور بود ادامشو زود میدم 
بای بای تا بعد



دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 اسفند 1398 11:59 ب.ظ

زندگی پر ماجرا *پارت 2*/

سه شنبه 13 اسفند 1398 05:01 ب.ظ

نویسنده : Asal always
صلام دوستان اومدم با
#زندگی پرماجرا
پارت دوم
*رریتی
/پینکی
>رینبودش
&واندا
$لیرا
@توایلایت
*وااایی بیا بغلم!
از زبان رینبودش
در دل>اه اه حالم بد شد چقد اینا لوسن!
رفتم سمت میز و موبایلام رو برداشتم سورن پیام داده بود پیامش رو خوندم و بهش زنگ زدم و ده دقیقه باهاش صحبت کردم(همش گفتن عشقم عشقم من بودم)
دعوتم کرد بریم کافی شاپ و من هم قبول کردم ولی چند دقیقه بعدش پینکی زنگ زد و همه حرفایی رو که  به رریتی زده بود رو به منم زد. چه حیف شد کاش منم میتونستم برم  خوشبحال رریتی که سینگله*-*
از زبان واندا
همونطور که داشتم  با رریتی خوش و بش میکردم دیدم دش تو فکره & هی دش چی شده؟
> هه هیچی داشتم فکر میکردم 
* داشتم میگفتم! این دختره نلی بود تو دانشگاه یه فروشگاه لوازم ارایش زده به چه بزرگی اگه بدونی چند تا فروشنده زیر دستشه
&اع جدی چقدر ؟خوب!
*اره بابا تازه یه کیفیتی داره جنساش. حتما یه روز از این یه هفته که اینحایی رو میبرمت اونجا
& با کمال میل حتما مرسی.((اه اه این رریتی ام چقدر به فکر این چیزاس ولی بهتر از مکالمه با اون هم دانشگاهیای بیخود و دوستای خل و چلمه
چند ساعت بعد
از زبان پینکی
وای خدا باز این رریتی منو کاشت دو نفر از دور میان ولی رریتی و واندا نیستن اون او اونا.....
ادامه دارد
جان من نظر بدید مرسی
بای بای تا پارت بعد



دیدگاه ها : کامنت ها
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 اسفند 1398 05:28 ب.ظ

زندگی پر ماجرا *پارت 1*/

دوشنبه 12 اسفند 1398 07:40 ب.ظ

نویسنده : Asal always
صلام دوستان رمان داریم
پارت اول
#زندگی پر ماجرا
*رریتی
/پینکی
>رینبودش
&واندا
از زبان رریتی*
*صبح زود با صدای گوشیم از خواب بیدار شدم همونطور خوابالو گوشیم رو جواب دا
/سلام رریتی صبح بخیر امروز من و توایلایت و چند تا از بچه های دانشگاه میخوایم بریم بیرون تو هم میای؟
با خودم گفتم بدم نیس یکم ناز عشوه برای دوستای پینکی و کلاس گذاشتن*امممم چرا که نا پینکی جان خوشحال میشم باهاتون بیام
/خب خب پس ساعت 4 منتظرم!
که یکهو رینبو اومد تو اتاقم
> بیدار شدی رریتی بیا پایین صبحونه
که بدون اینکه من چیزی بگم رفت پایین منم رفتم که یکهو دیدم واندا نشسته روی صندلی * واااای عزیزم واندا خودتی چقدر دلم برات تنگ شده بود
& سلام رریتی جونم منم دلم برات تنگ شده بود
ادامه دارد......
چطور بود ادامه بدم؟
بای بای تا بعد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 اسفند 1398 04:58 ب.ظ

معرفی چند اوسی

یکشنبه 11 اسفند 1398 10:03 ب.ظ

نویسنده : Asal always
سلام دوستان میخوام چند تا اوسی بهتون معرفی کنم
واندا *صاحبش روناک
لیرا *صاحبش پرنیا
رمی *صاحبش شیدا
دختر پرنسس لونا*صاحبش سحر
ماریانا * صاحبش خودم
بای تا پست بعد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 اسفند 1398 10:13 ب.ظ

نویسنده : Asal always



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نویسندگان ,
آخرین ویرایش: شنبه 10 اسفند 1398 04:55 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...